اپیزود
مولانا - دیوان شمس - غزل 2 | ای طایران قدس را عشقت فزوده بالها - قسمت 1
divan khial
-
۱۷ تیر ۱۴۰۵
|
68 : دنبال کننده
✨اجرایی دلنواز از غزل زیبای مولانا | دیوان شمس | غزل 2 برای دسترسی به صدها اجرای کامل و رایگان میتونید برنامه «دیوان خیال» رو از طریق لینک موجود در پروفایل نصب کنید.کافیه هر اجرا رو یکبار داخل برنامه بارگیری کنید تا بعد از اون، هر زمان و هر جا که خواستید، بدون نیاز به اینترنت بش ادامه...✨اجرایی دلنواز از غزل زیبای مولانا | دیوان شمس | غزل 2 برای دسترسی به صدها اجرای کامل و رایگان میتونید برنامه «دیوان خیال» رو از طریق لینک موجود در پروفایل نصب کنید.کافیه هر اجرا رو یکبار داخل برنامه بارگیری کنید تا بعد از اون، هر زمان و هر جا که خواستید، بدون نیاز به اینترنت بشنوید.اجراهای بیشتر در برنامه دیوان خیالدر سایت بخوانیددر یوتیوب ببینیدکانال تلگرامای طایران قدس را عشقت فزوده بالها در حلقه سودای تو روحانیان را حالهادر «لا احب الآفلین»، پاکی ز صورتها یقین در دیدههای غیببین، هر دم ز تو تمثالهاافلاک از تو سرنگون، خاک از تو چون دریای خون ماهت نخوانم ای فزون از ماهها و سالهاکوه از غمت بشکافته، وان غم به دل درتافته یک قطره خونی یافته از فضلت این إفضالهاای سروران را تو سند، بشمار ما را زان عدد دانی سران را هم بود اندر تبع دنبالهاسازی ز خاکی سیدی، بر وی فرشته حاسدی با نقد تو جان کاسدی، پامال گشته مالهاآن کاو تو باشی بال او، ای رفعت و اجلال او آن کاو چنین شد حال او، بر روی دارد خالهاگیرم که خارم خار بد، خار از پی گُل میزهد صراف زر هم مینهد، جُو بر سر مثقالهافکری بوده است افعالها، خاکی بوده است این مالها قالی بوده است این حالها، حالی بودهاست این قالهاآغاز عالَم غلغله، پایان عالَم زلزله عشقی و شکری با گله، آرام با زلزالهاتوقیع شمس آمد شفق، طغرای دولت، عشق حق فال وصال آرد سبق، کان عشق زد این فالهااز «رحمة للعالمین» اقبال درویشان ببین چون مه منور، خرقهها، چون گُل معطر، شالهاعشق امر کل، ما رقعهای، او قلزم و ما جرعهای او صد دلیل آورده و ما کرده استدلالهااز عشق، گردون مؤتلف، بیعشق، اختر منخسف از عشق گشته دال الف، بیعشق الف چون دالهاآب حیات آمد سخن، کاید ز علم من لدن جان را از او خالی مکن، تا بر دهد اعمالهابر اهل معنی شد سخن، اجمالها تفصیلها بر اهل صورت شد سخن، تفصیلها اجمالهاگر شعرها گفتند پر، پر بِه بود دریا ز دُر کز ذوق شعر آخر شتر خوش میکشد ترحالها بستن