اپیزود
شب پانزدهم _ هزار و یک شب - قسمت 1
سعید حسین نژاد
-
۱۶ آبان ۱۴۰۵
|
0 : دنبال کننده
گدای سوم، شاهزادهای که چشم چپش کور است، میگوید شاهزادهای را که عفریت اسبی بالدار کرده بود از زندان آزاد کرد، اما عفریت دوباره او را اسیر کرد و چشم این گدا را کور و چانهاش را سوزاند. او برای یاریخواستن از وزیر به بغداد آمده بود تا عاشق را به معشوقش برساند. خاتون برتر بهخاط ادامه...گدای سوم، شاهزادهای که چشم چپش کور است، میگوید شاهزادهای را که عفریت اسبی بالدار کرده بود از زندان آزاد کرد، اما عفریت دوباره او را اسیر کرد و چشم این گدا را کور و چانهاش را سوزاند. او برای یاریخواستن از وزیر به بغداد آمده بود تا عاشق را به معشوقش برساند. خاتون برتر بهخاطر این بزرگواری او را میبخشد.
برای پخش تبلیغات در پادکستهای فارسی به ربطهاست مراجعه کنید.Hosted on Rabt.See Rabt.host for more information. بستن