اپیزود
صبح است ژاله میچکد از ابر بهمنی ۴۷۹
فرزآن
-
۹ تیر ۱۴۰۵
|
0 : دنبال کننده
«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۷۹مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلنصبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنیبرگ صبوح ساز و بده جام يک منیدر بحر مایی و منی افتادهام بيارمی تا خلاص بخشدم از مایی و منیخون پياله خور که حلال است خون اودر کار يار باش که کاریست کردنیساقی به دست باش که غم در کمين م ادامه...«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۷۹مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلنصبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنیبرگ صبوح ساز و بده جام يک منیدر بحر مایی و منی افتادهام بيارمی تا خلاص بخشدم از مایی و منیخون پياله خور که حلال است خون اودر کار يار باش که کاریست کردنیساقی به دست باش که غم در کمين ماستمطرب نگاه دار همين ره که میزنیمی ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفتخوش بگذران و بشنو از اين پير منحنیساقی به بینيازی رندان که می بدهتا بشنوی ز صوت مغنی هوالغنی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations بستن