اپیزود
خونو کندم که نشینیم در ایوان من و تو
divan khial
-
۱۷ تیر ۱۴۰۵
|
0 : دنبال کننده
خونو کندم که نشینیم در ایوان من و توبه دو نقش و به دو صورت به یکی جان من و توداد باغ و دم مرغان به دها داب حیاتآن زمانی که در آییم به بستان من و تواختران فلک آیند به نظاره مامح خود را به نماییم به دیشان من و تومن و تو بی من و تو جمع شبیم از سر زوخخوش و فارز خرافات پریشان من و توت ادامه...خونو کندم که نشینیم در ایوان من و توبه دو نقش و به دو صورت به یکی جان من و توداد باغ و دم مرغان به دها داب حیاتآن زمانی که در آییم به بستان من و تواختران فلک آیند به نظاره مامح خود را به نماییم به دیشان من و تومن و تو بی من و تو جمع شبیم از سر زوخخوش و فارز خرافات پریشان من و توتو تو تیان فلکی جمله شکر خارشا مندر مقامی که بخندیم به دانسان من و تواین نجا بتر که من و تو به یکی کناین نجا هم در این دن بهبه یکی نقش بر این خاک و برام نقش دگردر بهشت عبدی و شکرستان من و توموسیقیموسیقی بستن