اپیزود
تو مگر بر لب آبی به هوس بنشينی ۴۸۴
فرزآن
-
۹ تیر ۱۴۰۵
|
0 : دنبال کننده
«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۸۴فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن تو مگر بر لب آبی به هوس بنشينی ور نه هر فتنه که بينی همه از خود بينی به خدایی که تویی بندهی بگزيده او که بر اين چاکر ديرينه کسی نگزينی گر امانت به سلامت ببرم باکی نيست بیدلی سهل بود گر نبود بیدينی ادب و شرم تو را خسرو مهر ادامه...«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۴۸۴فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن تو مگر بر لب آبی به هوس بنشينی ور نه هر فتنه که بينی همه از خود بينی به خدایی که تویی بندهی بگزيده او که بر اين چاکر ديرينه کسی نگزينی گر امانت به سلامت ببرم باکی نيست بیدلی سهل بود گر نبود بیدينی ادب و شرم تو را خسرو مهرويان کرد آفرين بر تو که شايستهی صد چندينی عجب از لطف تو ای گل که نشستی با خار ظاهرا مصلحت وقت در آن میبينی صبر بر جور رقيبت چه کنم گر نکنم؟عاشقان را نبود چاره به جز مسکينی باد صبحی به هوايت ز گلستان برخاستکه تو خوشتر ز گل و تازه تر از نسرينی شيشهبازی سرشکم نگری از چپ و راست گر بر اين منظر بينش نفسی بنشينی سخنی بیغرض از بندهی مخلص بشنو ای که منظور بزرگان حقيقتبينی نازنينی چو تو پاکيزهدل و پاکنهاد بهتر آن است که با مردم بد ننشينی سيل اين اشک روان صبر و دل حافظ برد بلغ الطاقه يا مقله عيني بيني Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations بستن