آنجا که روزی
خانه عشق و صفا بود
سقفی که بامش
سایه لطف خدا بود
دیگر بهجا نیست
دیگر بهجا نیست
از آتش ما غیر خاکستر نمانده
این خانه ویران گشته
جز یک در نمانده
آن هم دری نیست
ره گستری نیست
اول که من رامت شدم
وابسته دامت شدم
عاشقترین بودی برایم
حالا خرینم بهر تو
رنج آفرینم بهر تو
کم خنده کن بر گریههایم
از آتش ما غیر خاکستر نمانده
این خانه ویران گشته
جز یک در نمانده
آن هم دری نیست
ره گستری نیست
چون آینه با من نشستی
نقش مرا در خود شکستی
همچون سرابی در بیابان
تنها امید من تو هستی
آنجا که روزی
خانه عشق و صفا بود
سقفی که بامش
سایه لطف خدا بود
دیگر بهجا نیست
دیگر بهجا نیست
از آتش ما غیر خاکستر نمانده
این خانه ویران گشته
جز یک در نمانده
آن هم دری نیست
ره گستری نیست
گلپا
ویرانهLet us know if these lyrics need correction