صبح بیدار شم چایی داغ کنم که چی
رو خودم حساب باز کنم که چی
سگ دو بزنم کار کنم که چی
یه استراحت میخوام یه برنامه بچین
یه چندوقت میخوام بخوابم فقط بزارم ازم
جلو بزنن سخت شه پیدا کردنم
فعلا تو مغزم فکرا پنچرن
این فکرا پنچرن
یه چندوقت میخوام مردن عادتم بشه
راحتم تلپ بزار ساعتم بره تا هرجا میخواد
من از این زندگی استعفا میدم
جوونیمو فعلا تا نصفه راش ری*دم
من پیرم من پیرم
توام برو خودتو نجات بده از دستم
هرکی با من گشت انگیزهاش از دست رفت
مشت مشت قرص مصرف کرد
عجب حال گوهی دارم من
همچی یجوریه انگار
یه نقطه ته خطم بزار داره میکشتم تکرار
خیلی اوضام جدی خیطه
یه درخت که حواس هیچکی نیس بش
انگا اسید ریختن پا ریشهاش
میوههاش گندیده بیریخته
عجب حال گوهی دارم
مث بیمار که همراه نداره
مث اون زندانی که خود زندانه تنها فرارش
عجب حال گ*وهی دارم من نسبت به گذشتههام
دیگه میخوام استعفا بدم زندگیمو بزارم کلا کنار
من از این زندگی استعفا میدم
جوونیمو فعلا تا نصفه راش ری*دم
من پیرم من پیرم
توام برو خودتو نجات بده از دستم
هرکی با من گشت انگیزهاش از دست رفت
مشت مشت قرص مصرف کرد
صبح بیدار شم چایی داغ کنم که چی
که چی
مهیار
که چیLet us know if these lyrics need correction