باورم کن که باور نکردم
بیخداحافظی رفتنت را
درد من گفتنی نیست
باورم کن که ویرانهام من
گریه تا گریه بیشانهام من
غصهات رفتنی نیست
دیدی
که شدیم بیکس و تنهاتر
دردمان چاره نشد آخر
تو با خود تو با من چه کردی
دیدی
چه بلایی سرمان آمد
که خزان پشت خزان آمد
تو با خود تو با من چه کردی
در شب سرد چشم تو زندانیم
من پر از بغضم اما نمیدانیم
سهم من از تو هیچ است
بوی آغوش تو مانده روی تنم
با خیال تو هر شب قدم میزنم
رفتی و رفتم از دست
خیالت شریک غم بیامانم
نگاهت قرار دل بینشانم
صدایم بزن نگاهی بکن
غم نشسته به جانم
دیدی
که شدیم بیکس و تنهاتر
دردمان چاره نشد آخر
تو با خود تو با من چه کردی
دیدی
چه بلایی سرمان آمد
که خزان پشت خزان آمد
تو با خود تو با من چه کردی
در شب سرد چشم تو زندانیم
من پر از بغضم اما نمیدانیم
سهم من از تو هیچ است
بوی آغوش تو مانده روی تنم
با خیال تو هر شب قدم میزنم
رفتی و رفتم از دستLet us know if these lyrics need correction