نگاه آسمون خیس
چشاش غرق ستاره
یه دشت سبز و آروم
که قلبش بیقراره
شبا رو شونهی کوه
که سر میذاره مهتاب
زمین خورشیدو انگار
داره میبینه توو خواب
نگاه آسمون خیس
چشاش غرق ستاره
یه دشت سبز و آروم
که قلبش بیقراره
شبا رو شونهی کوه
که سر میذاره مهتاب
زمین خورشیدو انگار
داره میبینه توو خواب
یه احساس نگفته است
نمیدونم چه حالی
خدا نزدیک انگار
تموم این حوالی
چه آدما توو این دشت
به سختی دل سپردن
به هم دیگه چه آسون
رسیدن اما مردن
نسیمی اومد از راه
که بوی داس میداد
نفسها رو درو کرد
به جون خاک افتاد
کبوترها رو پر داد
گلها رو کاغذی کرد
توو اشک بچه گم شد
لب خشک زن و مرد
لب خشک زن و مرد
زمین گاهی خزونه
خزونشم اما این نیست
که این پاییز مسوم
دیگه فصل زمین نیست
توو فصل غنچههایی
که پر پر بود از اول
نشسته خاک سر دشت
بباره درد و تاول
بباره درد و تاول
نسیمی اومد از راه
که بوی داس میداد
نفسها رو درو کرد
به جون خاک افتاد
کبوترها رو پر داد
گلها رو کاغذی کرد
توو اشک بچه گم شد
لب خشک زن و مرد
نگاه آسمون خیس
چشاش غرق ستاره
یه دشت سبز و آروم
که قلبش بیقراره
شبا رو شونهی کوه
که سر میذاره مهتاب
زمین خورشیدو انگار
داره میبینه توو خواب
نگاه آسمون خیس
چشاش غرق ستاره
یه دشت سبز و آروم
که قلبش بیقراره
شبا رو شونهی کوه
که سر میذاره مهتاب
زمین خورشیدو انگار
داره میبینه توو خوابLet us know if these lyrics need correction