بغض خالی شده شهر غمانگیز منم
آخرین برگ زمین خورده پاییز منم
آخرین ترس سفر در چمدانها بودن
من در این خاک پر از خاطره تنها بودم
من در این خاک پر از خاطره تنها بودم
میروم برای هر چه که نبود
من هوای بغض در به درم
من در این شب گرفته از سکوت
برنگشتم خودم را ببرم
میروم برای هر چه که نبود
من هوای بغض در به درم
من در این شب گرفته از سکوت
برنگشتم خودم را ببرم
پشت آزادی پنهانی یک خنده
چه میخواهم
من از این خاک سراسر همه شرمنده
چه میخواهم
حال امروز خرابم
من از آینده چه میخواهم
ترس طولانی این خانه خاموش
پر از دردم
من به آغوش پر از فاجعه غم
بر نمیگردم
من از این فاصله دور برای تو وطن
گریه میکردم
میروم برای هر چه که نبود
من هوای بغض در به درم
من در این شب گرفته از سکوت
برنگشتم خودم را ببرم
میروم برای هر چه که نبود
من هوای بغض در به درم
من در این شب گرفته از سکوت
برنگشتم خودم را ببرم
پویا
میرویLet us know if these lyrics need correction