يه درخت، بدونِ ريشه
عُمريه تو كارِ مرگه
وسط ِ يه جنگلِ سبز
فكرِ قتلِ عامِ برگه
تنهشُ يه دونه داركوب
داره كمكم میخراشه
رو تنِ زندگیِ اون
طرحِ مرگُ میتراشه
تو همون درختِ خشكی
منم اون داركوبِ تنها
كه صدای نوکِ خستهم
رسيده اونورِ دنيا
لحظهها رُ میشمارم
تا سقوطِ قامتِ تو
که بدونِ تو بسازم
جنگلُ دوباره از نو
خستگی تو کارِ من نیست
اگه یکه، اگه تنهام
با خودت فكر نكنی كه
از پسِ تو بر نميام
نگا كن كه دستهدسته
توی آسمون پرندهس
اونکه از قفس نترسید
اين روزا همون برندهس
كبک و هُدهُد و كبوتر
قُمری و جغد و قناری
همه شون میشن يه داركوب
وقتی تو درختِ داری
بیصدا رو به سقوطی
تو كه از سكوت میگفتی
نفسا تو سينه حبسه
تا تو از نفس بيفتی
راستین
دارکوبLet us know if these lyrics need correction