هر در که زنم صاحب اون خانه تویی تو
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و در که جانانه تویی تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه است
به جز آنچه تو خواهی من چه باشم
ز توست ار شادمان و گر حزینم
تو بودی اول و آخر تو باشی
تو به کن آخرم از اولینم
من از عالم تو رو تنها گزینم
روا داری که من غمگین نشینم
من از عالم تو رو تنها گزینم
روا داری که من غمگین نشینم
سیر نمیشوم ز تو ای مه جان فضای من
جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من
آمدی خیال تو گفت مرا که غم مخور
گفتم غم نمیخورم ای غم تو دوای من
من از عالم تو رو تنها گزینم
روا داری که من غمگین نشینم
من از عالم تو رو تنها گزینم
روا داری که من غمگین نشینم
چه نزدیک است جان تو به جانم
که هر چیزی که اندیشی بدانم
تو رو هر کس به سوی خویش خواند
تو رو من جز به سوی تو نخوانم
چه نزدیک است جان تو به جانم
که هر چیزی که اندیشی بدانم
تو رو هر کس به سوی خویش خواند
تو رو من جز به سوی تو نخوانم
من از عالم تو رو تنها گزینم
روا داری که من غمگین نشینم
من از عالم تو رو تنها گزینم
روا داری که من غمگین نشینم
معین
مقصود توییLet us know if these lyrics need correction