افسوس بود و جز افسوس
چیزی به شب نمیتابید
هرچشمهای که میخشکید
از چشم ما میافتاد
از روزگار دلگیرم
ای کاش رنج آخر داشت
یوسف اگه برادر داشت
کی توی چاه میافتاد
دل چشمه بود و میجوشید
وقتی خدا واسه مردم
هر روز یک کوزه رو میشکست
از تیکههاش دل میساخت
از تیکه تیکهی قلبم
هی کوزه ساخت اما
هی هرشب واسه من تنها
از خون و خاک گل میساخت
بکار و بچین بچین و ببخش
زمین خدا برای همه ست
ببین و نترس نترس و بگو
خدای تا ابد خدای همهست
تا چشم کار میکرد و تا اعتماد میکردم
چشمم به هرچی که میدید بیاعتمادتر میشد
معجون دردمندی از سردرد و دردسر بودم
با هر مسکنی تازه دردم زیادتر میشد
خشکیدهتر شدم ای ماه
عکست توی کدوم چشمه ست
اینجا که هرچی میبینم
دالون تنگ و تاریکه
اینجا که هرچی میگردم
راهی به سرپناهی نیست
روح بزرگ من دیدی دنیا چقدر کوچیکه
بکار و بچین بچین و ببخش
زمین خدا برای همهست
ببین و نترس نترس و بگو
خدای تا ابد خدای همه ست
بکار و بچین بچین و ببخش
زمین خدا برای همهست
ببین و نترس نترس و بگو
خدای تا ابد خدای همهست
محسن چاوشی
یوسفLet us know if these lyrics need correction