این سفرهای گران
از در و دیوار وجود
تو تنم موش میریزه
به یکی کشته ناخوانده چه سود
که چنین از در و دیوار هویج
صدای خرگوش میریزه
گاهی وقتا
گاهی وقتا دل برام دست میزنه
دست میزنه
با پا می کشه و پس میزنه
عقلی که زخمش چرکیه
دیگه مرخص میزنه
وقتی 206 هست
دل توی صحرا میپره
وقتی فقر و حش*یش هست
باز دل توی صحرا میپره
وقتی قل و زنجیر هست
دل پایین و بالا میپره
اما وقتی در زندون بازه
اونی که در بره خیلی خره
همه چی به ما میخنده یره
همه چی با ما میگنده یره
همه چی با ما میپوسه یره
همه چی با ما میسوزه یره
وقتی نماز
وقتی نماز به اتمام میرسه
حالا نوبت سلام میرسه
وقتی شرافت به انجام میرسه
حالا نوبت حمام میرسه
آخ اگه بارون بزنه
وای اگه بارون بزنه
وقتی سرتو کردن توی جوب
بیوگرافیتو همون تو آب بنویس
وقتی دستتو پیچوندن از پشت
رو سطح خارجی حباب بنویس
از می و عشق و گل و گلاب بنویس
های های های
وقتی هنر به اتمام میرسه
وقتی سخن به انجام میرسه
وقتی صفای باطن میخندونتت
وقتی وفای ناب آخ میبره آدم
وقتی صفای باطن میخندونتت
وقتی صفای باطن میخندونتت
وقتی صفای باطن میخندونتت
وقتی صفای باطن میخندونتت
وقتی صفای باطن میخندونتت
وقتی صفای باطن میخندونتت
وقتی صفای باطن میخندونتت
وقتی صفای باطن میخندونتت
وقتی صفای باطن میخندونتت
محسن نامجو
یرهLet us know if these lyrics need correction