آسمان را بغل گرفته غمت
در غروبی به رنگ لبخندت
خستهای و نشسته است انگار
برف بر شانه ی دماوندت
خواب پرواز دیدهاند انگار
آرزوهای مانده در بندت
بغض کردم چقدر زیبا بود
نام ایران بر گلوبندت
وطن تویی
تمام ماجرای من
وطن تویی
سکوت من صدای من
مرا بخوان
که از تو دل نمیکنم
مرا ببین وطن تویی
وطن منم
با تو آرام میشوم تنها
مثل تقدیر زخم مرهمها
دوست دارم که با تو گریه کنم
تمام ماجرای من
وطن تویی
تمام ماجرای من
وطن تویی
سکوت من صدای من
مرا بخوان
که از تو دل نمیکنم
مرا ببین وطن تویی
وطن منم
با تو آرام میشوم تنها
مثل تقدیر زخم مرهمها
دوست دارم که با تو گریه کنم
روی دوش تمام آدمها
دوست دارم سبک شوم بپرم
از میان تمام این غمها
دوست دارم که با تو بنشینم
به تماشای دوست دارمها
وطن تویی
تمام ماجرای من
وطن تویی
سکوت من صدای من
مرا بخوان
که از تو دل نمیکنم
مرا ببین وطن تویی وطن منمLet us know if these lyrics need correction