به نام قلم و قصهای نو
دارم میگم از قصهی تو
قول داده بودم بنویسم برات
تو که شمعاتو میگیری سمت باد
سنت کمه درگیر بلوغی
به چشم نمیای لابهلا شلوغی
دلخوش میشی به ترانهها گاهی
یه وقتایی فرهاد و گاهی هم فروغی
دوست داری توو بزرگترا باشی
سن رو دروغ میگی، توو بزرگترا جا شی
تاثیر میگیری از حرف اینو اون
خودتو باور تو داشتی کاشکی
انقد ول که توو دیوار میری
دوستات هر چی گفتن
طوطیوار میگی، تو
در میری از بوسیدن بابات
لعنتی همیشه بو سیگار میدی
وقتی که شب ستارهها
آروم میان تو آسمون
گریه نکن گریه نکن
گریه نکن برای اون
برای اون روزایی که
حسابی نوجوون بودی
برای اون روزایی که
تو عاشق و جوون بودی
لعنتی همیشه بو سیگار میدی
لعنتی همیشه بو سیگار میدیLet us know if these lyrics need correction