اشخاصی مثل من
در یک جریان دیگهای هستن
وابسته به یک طبقهی دیگهای هستن
و از نسل دیگهای هستن
و از اصل دیگهای
با فرهنگ دیگهای
افکار اندیشههای دیگهای
نهضتها و جریانهای فکری و اجتماعی دیگری
و دنیای دیگری
یه گوشهای از این شهر
یه سری آدم هست
آدمایی مثل من
خسته از لحظه هایی مثل قبل
خسته از فردای شکل دیروز
خسته از آدما و زندگی خشک بیروح
من از یه نسل دیگهام
صدای گلوله ها تو گوشم
واسم لالایی خوندن
توو شکم ننم صدای جیغو داد
زیاد شنیدم با صدای بمب و موشک
تو بیستو چند سال عمرم
آدما رو کنار هم ندیدم
یا جلوی هم بودن
یا روی هم
اونا همش در حال جنگ بودن
حتی وقت خواب
توی شب روی تخت
تو بیستو چند سال عمرم
بیستو چند بار مردم
بیستو چند سال حقم خوردن
زندگیم برعکس کشیدن
تا منم مثل اونا اونو برعکس ببینم
من وقتی مرد شدم
که پر درد شدم
ظاهر آدما خوب همه توو زرد شدن
تا اینکه خواستم که این اتفاق درک کنم
از توی آدمای اجتماعم طرد شدم
این خیلی سخته این خیلی تلخه
که آدمای دورت نمیفهمن چیه حرفت
این اتفاقا میشن عقده توی قلبت
یه مشت اعتقاد چرت پرت میره تو مغزت
تا یکم حرف زدم گفت بگو معذرت
میخوام این زندگی یه خواب تلخه نه
کسی ازم نمیپرسه که چیه درد من
دردم اینه که پرده رفت کنار از پنجرهام
پس دیدم همه چیو داد زدم با هنجرهام
بعدش بین من و خودم شروع شد جنگ نرم
این باعث شد که از دست مردمم در برم
پس نگو برگرد
پس نگو برگرد
این باعث شد
که از دست مردمم در برم
این باعث شد
که از دست مردمم در برم
اگر در سخن من
در انتقادهایی که من میکنم
تلخی ای وجود داره
این تلخی را بر من ببخشید
اگه معتقدید و میبینید
که درش حقیقت هستLet us know if these lyrics need correction