شب گذشت با آسمون خالی و حسرت یه چراغ
جادهها ندارن انتهایی و خونه تو خواب زمستونی
حرف بزن به یاد دشت سبز و سرخ
رنگ بپاش به این زمین سرد و خشک
شعر بخون از روزای دورمون
من سفید تو سفید مثل یه تیم یه مشت
بیا تا این بغض کهنه خوب شه
دستمو بگیر تا قبل از اینکه باز غروب شه
بیا تا این کوهه یخ خراب شه
با تو گرم نفسهام
باش تا برفها آب شه
بیا تا این بغض کهنه خوب شه
دستمو بگیر تا قبل از اینکه باز غروب شه
بیا تا این کوهه یخ خراب شه
با تو گرم نفسهام
باش تا برفها آب شه
حتی با چشمای مه گرفتم می شناسم رد پاتو
هنوز تو حال من ادامه داری و میشنوم صداتو
حرف بزن به یاد دشت سبز و سرخ
رنگ بپاش به این زمین و سرد و خشک
شعر بخون از روزای دورمون
من سفید تو سفید مثل یه تیم یه مشت
بیا تا این بغض کهنه خوب شه
دستمو بگیر تا قبل از اینکه باز غروب شه
بیا تا این کوهه یخ خراب شه
با تو گرم نفسهام
باش تا برفها آب شه
بیا تا این بغض کهنه خوب شه
دستمو بگیر تا قبل از اینکه باز غروب شه
بیا تا این کوهه یخ خراب شه
با تو گرم نفسهام
باش تا برفها آب شهLet us know if these lyrics need correction