یکی بود و یکی نبود. یک خانم معلم و مدیر مهربان و عاشق ادبیات بود به نام خانم منوچهریخانم منوچهری سالها حامی قصه های پیژام بود و در ویرایش قصه ها به ما کمک میکرد: قصهی "عجول آباد" و موش دم بریدهی آن اثر اوست و احتمالاً صدای او را به جای عمۀ سخت گیر پیژام و همینطور در ق ادامه...یکی بود و یکی نبود. یک خانم معلم و مدیر مهربان و عاشق ادبیات بود به نام خانم منوچهریخانم منوچهری سالها حامی قصه های پیژام بود و در ویرایش قصه ها به ما کمک میکرد: قصهی "عجول آباد" و موش دم بریدهی آن اثر اوست و احتمالاً صدای او را به جای عمۀ سخت گیر پیژام و همینطور در قصه های "آثار باستانی پر حرف" در نقش پرسپولیس، و "رستم و رایان" درنقش خالۀ رایان شنیده باشیداین معلم عزیز دیگر بین ما نیست، اما صدا و داستانش را برایمان به یادگار گذاشته. یقین داریم هر بار که خندۀ یکی از قصه دوستان در شب میپیچد و کوچولویی با قصه های پیژام به خواب میرود، خانم منوچهری هم هر جا هست باخبر میشود و کلی کیف می کندیادش گرامی🌷🌷🌷 بستن
قصه های پیژام با یک تیر دو نشان میزند: افزایش دامنه لغات و مهارت زبانی کودکان ایرانی و کمک به والدین آنها تا بتوانند بیست دقیقه ای در روز نفسی راحت بکشند و به سقف خیره شوند قصه های پیژام ابداً نمی تواند جای کتاب خواندن با صدای دلنشین والدین را در هنگام خواب بگیرد