اپیزود
گفتي كه: مي بوسم تو را
divan khial
-
۱۷ تیر ۱۴۰۵
|
0 : دنبال کننده
گفتي كه: مي بوسم تو راگفتم تمنا مي كنمگفتي كه: گر بيند كسي؟گفتم كه: حاشا مي كنمگفتي كه: مي بوسم تو را،گفتم تمنا مي كنمگفتي كه: گر بيند كسي؟ ،گفتم كه: حاشا مي كنمگفتم تمنا مي كنمگفتم كه: حاشا مي كنمگفتي: ز بخت بد اگر، ناگه رقيب آيد ز در؟گفتم كه: با افسونگري او را ز سر وا مي كنمگفت ادامه...گفتي كه: مي بوسم تو راگفتم تمنا مي كنمگفتي كه: گر بيند كسي؟گفتم كه: حاشا مي كنمگفتي كه: مي بوسم تو را،گفتم تمنا مي كنمگفتي كه: گر بيند كسي؟ ،گفتم كه: حاشا مي كنمگفتم تمنا مي كنمگفتم كه: حاشا مي كنمگفتي: ز بخت بد اگر، ناگه رقيب آيد ز در؟گفتم كه: با افسونگري او را ز سر وا مي كنمگفتي كه: تلخي هاي من، گر ناگوار افتد ترا؟گفتم كه: با نوش لبم، آنرا گوارا مي كنمگفتي: چه مي بيني بگو، در چشم چون آئينه ام؟گفتم كه: من خود را در او، عريان تماشا مي كنمگفتم تمنا مي كنمگفتم كه: حاشا مي كنممن باتو سودا می کنمتو را تماشا می کنمگفتي كه: از بي طاقتي، دل قصد يغما مي كندگفتم كه: با يغماگران، باري مدارا مي كنمگفتي كه: پيوند تو را، با نقد هستي مي خرمگفتم كه: ارزان تر از اين، من با تو سودا مي كنممن با تو سودا می کنممن باتو سودا می کنمگفتي: اگر از كوي خود، تو را گويم برو؟گفتم كه: صد سال دگر، امروز و فردا مي كنماگر از پاي خود، زنجير عشقت وا كنمگفتم: ز تو ديوانه تر، داني كه پيدا مي كنمگفتم تمنا می کنمگفتم که حاشا می کنممن با تو سودا می کنمتو را تماشا می کنمگفتی که می بوسم تو راگفتم تمنا می کنم بستن