اپیزود
آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم
divan khial
-
۱۷ تیر ۱۴۰۵
|
0 : دنبال کننده
آمد خیال خوش که مناز گلشن یار آمدمدر چشم مست من نگرکز کوی خمار آمدمسرمایه مستی منمهم دایه هستی منمبالا منم پستی منمچون چرخ دوار آمدمآنم کز آغاز آمدمبا روح دمساز آمدمبرگشتم و بازآمدمبر نقطه پرگار آمدمبر نقطه پرگار آمدمگفتم بیا شاد آمدیدادم بده داد آمدیگفتا بدید و داد منکز بهر این ادامه...آمد خیال خوش که مناز گلشن یار آمدمدر چشم مست من نگرکز کوی خمار آمدمسرمایه مستی منمهم دایه هستی منمبالا منم پستی منمچون چرخ دوار آمدمآنم کز آغاز آمدمبا روح دمساز آمدمبرگشتم و بازآمدمبر نقطه پرگار آمدمبر نقطه پرگار آمدمگفتم بیا شاد آمدیدادم بده داد آمدیگفتا بدید و داد منکز بهر این کار آمدمهم من مه و مهتاب توهم گلشن و هم آب توچندین ره از اشتاب توبیکفش و دستار آمدمبیکفش و دستار آمدمفرخنده نامی ای پسرگرچه که خامی ای پسرتلخی مکن زیرا که مناز لطف بسیار آمدمخندان درآ تلخی بکششاباش ای تلخی خوشگلها دهم گرچه که مناول همه خار آمدماول همه خار آمدمگل سر برون کرد از درجکالصبر مفتاح الفرجهر شاخ گوید لاحرجکز صبر دربار آمدمکز صبر دربار آمدمآمد خیال خوش که مناز گلشن یار آمدم بستن