حس و حال همهی ثانیهها ریخت به هم
شوق یک رابطه با حاشیهها ریخت به هم
گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید
آمدی و همهی فرضیهها ریخت به هم
روح غمگین تو در کالبدم جا خوش کرد
سرفه کردی و نظام ریهها ریخت به هم
در کنار تو قدم میزدم و دور و برم
چشمها پرخون شد قرنیهها ریخت به هم
پای عشق تو برادرکشی افتاد به راه
شهر از وحشت نرخ دیهها ریخت به هم
بغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند
دلمان تنگ شد و قافیه ها ریخت به هم
من که هرگز به تو نارو نزدم حضرت عشق
پس چرا زندگی سادهی ما ریخت به هم
در کنار تو قدم میزدم و دور و برم
چشمها پرخون شد قرنیهها ریخت به هم
پای عشق تو برادرکشی افتاد به راه
شهر از وحشت نرخ دیهها ریخت به هم
بغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند
دلمان تنگ شد و قافیهها ریخت به هم
من که هرگز به تو نارو نزدم حضرت عشق
پس چرا زندگی سادهی ما ریخت به هم
در کنار تو قدم میزدم و دور و برم
چشمها پرخون شد قرنیهها ریخت به هم
پای عشق تو برادرکشی افتاد به راه
شهر از وحشت نرخ دیهها ریخت به همLet us know if these lyrics need correction