بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی ۴
ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی ۴۸۰
صبح است ژاله میچکد از ابر بهمنی ۴۷۹
نوش کن جام شراب یک منی ۴۷۸
دو یار زیرک و از بادهی کهن دو منی ۴۷۷
نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی ۴۷۶
گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی ۴۷۵
هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی ۴