اون سالها اخبار یک قاتل سریالی روی شهر ویچیتا سایه انداخته بود. رادیوداشت در مورد این قاتل میگفت که تلفن خونهی روت فینلی به صدا دراومد. اون شب تنها بود. روت فکرش رو هم نمیکرد که مرد پشت خط قراره خاطرات تلخ و سیاه سالهای دور رو زنده کنه. خاطراتی که سالها مثل راز نگهشون داشته بود Read more…اون سالها اخبار یک قاتل سریالی روی شهر ویچیتا سایه انداخته بود. رادیوداشت در مورد این قاتل میگفت که تلفن خونهی روت فینلی به صدا دراومد. اون شب تنها بود. روت فکرش رو هم نمیکرد که مرد پشت خط قراره خاطرات تلخ و سیاه سالهای دور رو زنده کنه. خاطراتی که سالها مثل راز نگهشون داشته بود وفکر میکرد با ترک شهرش اونها رو پشت سر گذاشته
پروندههای جنایی همیشه پر از خشونت، تهوع و خون نیستند. حل کردن یک معمای جنایی شاید چیزی شبیه قدم زدن در مکانی ناشناخته است؛ با پادکست جنون هر ماه یک داستان جنایی، یک پرونده، یک سفر