بهم میگن فراموشت کنم اما نمیشه
نمیدونم تو از کجای قصه همنشینی
نمیدونن تو تنها آدمی که هستی تو دنیا
که زیبایی چشمای منو از دور میبینی
زندگی گرمی دستای تو بود
شوق بی حد تماشای تو بود
زندگی یه چمدون مشترک
که پر از عطر لباسای تو بود
زندگی لحظهی دیدار تو بود
دیدن اون همه ایثار تو بود
زندگی یه زندگیه مشترک
شادی و غمهای بسیار تو بود
بهم میگن فراموشت کنم اما نمیخوام
نمیخوام عشقت از یادم بدر شه
نمیخوام تنها یادگاری از تو
همین شب گریههای بی ثمر شه
زندگی گرمی دستای تو بود
شوق بی حد تماشای تو بود
زندگی یه چمدون مشترک
که پر از عطر لباسای تو بود
زندگی لحظهی دیدار تو بود
دیدن اون همه ایثار تو بود
زندگی یه زندگیه مشترک
شادی و غمهای بسیار تو بود
بهم میگن فراموشت کنم اما نمیخوام
نمیخوام عشقت از یادم بدر شه
نمیخوام تنها یادگاری از تو
همین شب گریههای بی ثمر شه
بهم می گن فراموشت کنم اما نمی خوام
نمی خوام عشقت از یادم بدر شه
نمی خوام تنها یادگاری از تو
همین شب گریه های بی ثمر شه
گوگوش
زندگیLet us know if these lyrics need correction