رادیو بندر تهران | قسمت چهل و سوم، مرگ | بیست و یکم شهریور ۱۳۹۹
این قسمت با حمایت «مخاطبین رادیو بندر تهران» منتشر میشود.
برای از حمایت از ما، اگر داخل ایران هستید از طریق لینک زیر:
www.hamibash.com/ Read more…رادیو بندر تهران | قسمت چهل و سوم، مرگ | بیست و یکم شهریور ۱۳۹۹
این قسمت با حمایت «مخاطبین رادیو بندر تهران» منتشر میشود.
برای از حمایت از ما، اگر داخل ایران هستید از طریق لینک زیر:
www.hamibash.com/bandaretehran
و اگر خارج از ایران هستید از طریق لینک زیر:
www.paypal.me/payhamrah
اقدام کنید.
داشتم اتفاقات بهشتزهرا رو برای خورشید تعریف میکردم. از حرف عجیب و ترسناک مامان گفتم. وقتی ماشین داشت تو بهشتزهرا میچرخید که قطعهای رو پیدا کنه که عمو رو میخواستن توش دفن کنن، مامان گفت کی بهشتزهرا پر میشه درشو ببندن؟ گفتم مامان بهشتزهرا پر شه دیگه مرگ و میر متوقف میشه؟ خورشید گفت کاش تو هر محلهای یه قبرستون بود. مردم عصرا میرفتن تو قبرستون محلهشون هواخوری، مثل پارک. گفت "تنهایی دم مرگ" رو خوندی؟ دربارهی همینچیزاست.
در این قسمت آثاری از علی بزرگیان، مرضیه رسولی به همراه یادداشتهایی از وبلاگهای «بعد از همه چیز» و «سالهای دیزالو» را میشنوید و در نهایت قسمتی از نامه به عشق تریاکی تقدیم خواهد شد.
در شهر تهــران، بـندری است متـروکه... یک جـمعه در مـیان، آنجا پهـلو میگیـریم. این رادیـوی ماست... «که آدمی به هـر کثافـتی عادت میکنــد.» ایــن را تولـستوی گفـته در جـنگ و صـلح. به ایـن کـثافت خــوش آمــدید!