رادیو بندر تهران | قسمت سی و ششم، ماموت بزرگ | شانزدهم خرداد ۱۳۹۹
این قسمت با حمایت موسسه «خیریه امید آتی کودکان امروز» منتشر میشود.
صفحه اینستاگرامشان:
www.instagram.com/futurehope_charity
Read more…رادیو بندر تهران | قسمت سی و ششم، ماموت بزرگ | شانزدهم خرداد ۱۳۹۹
این قسمت با حمایت موسسه «خیریه امید آتی کودکان امروز» منتشر میشود.
صفحه اینستاگرامشان:
www.instagram.com/futurehope_charity
برای از حمایت از ما، اگر داخل ایران هستید از طریق لینک زیر:
www.hamibash.com/bandaretehran
و اگر خارج از ایران هستید از طریق لینک زیر:
www.paypal.me/payhamrah
اقدام کنید.
در تمام مدتی که غلت میزدم و میچرخیدم. انگار یه تلویزیون چند اینچی گذاشته بودن جلوم و داشتم میدیدم از بچگی رو تا الان. مثل یه فیلم روی دور تند. انگار فهمیده بودم که دارم میمیرم. از شیشه ماشین پرت شدم بیرون و افتادم کف اتوبان. تا افتادم بلند شدم. تا بلند شدم شک کردم که من الان نباید بلند بشم به خاطر ضربههایی که خوردم. پس مردم و این روح منه. دستم رو کردم توو جیبم و یه سیگار روشن کردم. تا پک اول رو زدم باورم شد که هنوز زندهم.
در این قسمت آثاری از علی بزرگیان، آیدا احدیانی و محمد صالحعلا را به همراه یادداشتی از وبلاگ «یک سرخپوست خوب» میشنوید و در نهایت قسمتی از نامه به عشق تریاکی تقدیم خواهد شد.
در شهر تهــران، بـندری است متـروکه... یک جـمعه در مـیان، آنجا پهـلو میگیـریم. این رادیـوی ماست... «که آدمی به هـر کثافـتی عادت میکنــد.» ایــن را تولـستوی گفـته در جـنگ و صـلح. به ایـن کـثافت خــوش آمــدید!