خیلی دلم میخواد زیر سقفی که بوی تو رو داره
پیشت بخوابم تا نفهمم این رویا کابوس آواره
خیلی دلم میخواد تو شهر آغوشت رها شم از غربت
غریبه یعنی من که عاشقه اما نداره هم صحبت
تا جایی که میشه تن تو گرمای تب وطن باشه
به من بگو تا کی قراره تنهایی حریم من باشه
نبودنت درد و ندیدنت کار یکی مثل من نیست
عزیز من اینجا بدون تو جایی برای موندن نیست
غروب روزایی که بی تو سر میشه همیشه دلگیره
که آدم عاشق برای هر چیزی بهونه میگیره
کجای دنیایی که وقت تنهایی هواتو کم داره
نفس که میگیرم یه آسمون بغض و جنون رگبارم
تا جایی که میشه تن تو گرمای تب وطن باشه
به من بگو تا کی تنهایی حریم من باشه
نبودنت درد و ندیدنت کار یکی مثل من نیست
عزیز من اینجا بدون تو جایی برای موندن نیست
پویا
تنهاییLet us know if these lyrics need correction