جانی و جانانهای
چشم این کاشانهای
اما پر فسانهای
جانم به قربانت
میخرامی تو یه سر
میروی آسیمه سر
داری صد سودا به سر
جانم به قربانت
بیمحابا دلبری
هر کجا مینگری
دین و دل ها میبری
جانم به قربانت
سیمین بر بیمثال
دیگر هنگام وصال
گذشته از ماه و سال
جانم به قربانت
التماست کردم این بار
جانا مده آزار
بازآ به برم یار
بیا یار بیا یار بیا یار
آمدی جانم به قربانت ولی
میگریزی بیهدف
پیش از این رفتی ولی باز آمدی
عمر خود کردی تلف
آمدی جانم به قربانت ولی
میگریزی بیهدف
پیش از این رفتی ولی باز آمدی
عمر خود کردی تلف
خندهها مینمودی
ره خود میپیمودی
دین و دل میربودی
جانم به قربانت
میشدم آرام جان
میشدی نامهربان
همسخن با دیگران
جانم به قربانت
بی محابا دلبری
هر کجا مینگری
دین و دل ها میبری
جانم به قربانت
سیمین بر بیمثال
دیگر هنگام وصال
گذشته از ماه و سال
جانم به قربانت
علی زندوکیلی
جانانهLet us know if these lyrics need correction