در یاد من ای آشنا
ماوا گرفتی تا کجا
من با که گویم حال خود
زین ماجرا تا به کجا
در یاد من ماندی که من
عاشق بمانم پای تو
عاشق شدم ای بیوفا
رفتی ندیدی تو مرا
آخر شکستی
عهدی که بستی
نامهربانی تو چرا
با یادت اما هر لحظه هر جا
میخواهمت از جان تو را
بازآ که جز تو دیگر نخواهم
من عاشقم عاشق تو را
درمان ندارد دل من
گر تو نیایی بر من
پایان ندارد غم من
پایان ندارد به خدا
درمان ندارد دل من
گر تو نیایی بر من
پایان ندارد غم من
درمان ندارد دل من
گر تو نیایی بر من
پایان ندارد غم من
تو را میپرستم تو هستی که هستم
بمان با من از من مگذر
تو را جانفشانم به جان مینشانم
بیا از من آسان مگذر
درمان ندارد دل من
گر تو نیایی بر من
پایان ندارد غم من
پایان ندارد به خدا
درمان ندارد دل من
گر تو نیایی بر من
پایان ندارد غم من
سالار عقیلی
گر تو نیاییLet us know if these lyrics need correction