دارم از دستای عشقت یه جورایی رها میشم
اگه شاه بازیه، عشق تو دیگه مات و من کیشم
دارم میرم که از نوشم، گلم نگو که بیرحمی
میخوام حرف بزنم روراست و این حرفا رو میفهمی
واسه اینکه خیلی چیزا بمونه باید نباشه
گاهی ماهی واسه موندن باید از آب جداشه
گاهی هم باید بمیری تا که یه زندگی نو شه
بهتره گلی نباشه تا باغ گلات درو شه
دارم از دستای عشقت یه جورایی رها میشم
اگه شاه بازیه، عشق تو دیگه مات و من کیشم
دارم میرم که از نوشم، گلم نگو که بیرحمی
میخوام حرف بزنم روراست و این حرفا رو میفهمی
میدونم سخت جون میدم باور کن اینو فهمیدم
ولی خسته شدم بس که دلم رنجید و خندیدم
تو خوب و من بد عالم از این حس تو خوشحالم
تو این حال و هوای عشق به جون تو بده حالم
واسه اینکه خیلی چیزا بمونه باید نباشه
گاهی ماهی واسه موندن باید از آب جداشه
گاهی هم باید بمیری تا که یه زندگی نو شه
بهتره گلی نباشه تا باغ گلات درو شه
تو خوب و من بد عالم
از این حس تو خوشحالمLet us know if these lyrics need correction