در تب و تاب رفتنم
به فکر راهی شدنم
تو ای همیشه هم سفر
مرا شناختی تو اگر
مرا پس از من بنویس
به هر کس از من بنویس
ای تو هوای هر نفس
هر نفس از من بنویس
مرا به دنیا بنویس
همیشه تنها بنویس
به آب و خاک آتش و باد
برای فردا بنویس
تو جان من باش و بگو
به یاد من باشو بگو
میلاد من باش و بگو
جانان من باش و بگو
نفس اگر امان نداد
روی خوشی نشان نداد
رفت و دوباره برنگشت
مرا دوباره جان نداد
دست و زبان من تو باش
نامهرسان من تو باش
حافظهی تبار من
نام و نشان من تو باش
بگو حکایت مرا
قصهی هجرت مرا
توشهای از غزل ببخش
راه زیارت مرا
تو جان من باش و بگو
جانان من باش و بگو
به یاد من باش و بگو
میلاد من باش و بگو
نفس اگر توان نداد
مرا دوباره جان نداد
به این همیشه ناتمام
زمان اگر امان نداد
تو جان من باش و بگو
زبان من باش و بگو
بر سر گلدسته ی عشق
اذان من باش و بگو
بگو که مثله من کسی
به پای عشق سر نداد
از آنسوی آبی آب
خبر نشد خبر نداد
تو جان من باش و بگو
به یاد من باشو بگو
میلاد من باش و بگو
جانان من باش و بگو
به یاد من باش و بگو
میلاد من باش و بگو
جانان من باش و بگو
به یاد من باش و بگو
داریوش
راهیLet us know if these lyrics need correction