روسیاهترین کبوتر دلم
که میون کفترها پر میزنه
میونه دلهای زائرهای تو
روسیاهترینشون دل منه
بغضمو وا میکنم
اگه بهم پناه بدی
انقدر بال میزنم
تا دل من رو راه بدی
مادرم گفت هر دفعه
دلت از آدمها شکست
یه کسی یه خونهای
تا همین نزدیکی هست
حرفات رو بزن
به حرفای دلت گوش میکنه
شعلههای سنگی
دلت رو خاموش میکنه
هر چی غصه است رو دلت
با یه نگاه بر میداره
لای سنگهای دلت
بذر محبت میکاره
انقدر اشک میریزم
تا که منو صدا کنی
هی صدا میزنمت
تا به منم نگاه کنی
میون کبوترها
سیاهترنشون منم
تا سحر
به دور گنبد تو پرسه میزنم
میدونم که دست رد نمیزنی
به دل عاشق و بیپناه من
دل من خونه خراب به خدا
پر التماس شده نگاه من
دستمو به آسمون میدوزم
چشمامو به زمین میگیرم
بغضم و پخش میکنم رو کاشیها
بوی بارون میگیره تقدیرمLet us know if these lyrics need correction