لب ایوون یه فنجون چای میریزم
میدونم شهرو مه میگیره این بار هم
زمستون اومده پشت در خونه
ولی پاییزو پشت سر نمیذارم
مثل پاییز که شال و کلاه کرده
میرم اما نمیدونم کجا میرم
یه بار دیگه حافظ میگه اینجایی
ولی یلدا رو بی تو جشن میگیرم
من و این جشن غمگین
من و این برف سنگین
من و روزای تلخ
من و این چای شیرین
یه دنیا حرف مونده تو دلم اما
هنوزم بی تو با بیحرفی میسازم
روی موهام اونقدر برف باریده
که پشت شیشه آدم برفی میسازم
تو طولانیترین پاییز من بودی
که زیر برف مهرت تو دلم افتاد
انار سرخی بودی که شب یلدا
روی چادر نماز مادرم گل داد
من و این برف سنگین
من و یلدای غمگین
من و روزای تلخ
من و این چای شیرین
مهدی یغمایی
جشن غمگینLet us know if these lyrics need correction