بارون بدون چتر تو خیابان
بدون عطر تو دیدن ندارد ای جان
تنها سر قرار تو چه شبها
در انتظار تو ماندم به زیر باران
آه ای
آه ای غمی که مبهمی
تو در خیالمی
تا کی چنین محالی
رازت
رازت نشسته در دلم
نمیکند ولم
ولی خیال بیخیالی
تنها قدم زدم تو را شبها
میان کوچهها
با من چه کرده این غم
دستت برد دل مرا
پیوند نمیخورد چرا
قلب من و تو با هم
آه ای
آه ای غمی که مبهمی
تو در خیالمی
تا کی چنین محالی
رازت
رازت نشسته در دلم
نمیکند ولم
ولی خیال بیخیالی
آه ای
آه ای غمی که مبهمی
تو در خیالمی
تا کی چنین محالی
رازت
رازت نشسته در دلم
نمیکند ولم
ولی خیال بیخیالی
پویا
بیخیالیLet us know if these lyrics need correction