چه روزگاری داشتیم
چه روزای شادی داشتیم
مثل دو تا پرستو
پر میزدیم دوتایی
با قلبای پر امید
بی خبر از جدایی
وای نمیدونم چی کردی
تو که من جادو کردی
من رو به هر جا خواستی
دنبال خود کشوندی
وقتی که عاشق شدم
غم تو دلم نشوندی
چون شاخهای تکیده
بی سایهبون نشستم
بتهای آرزوم
با سنگ زدم شکستم
آفت جون من بود
اون چشمای قشنگت
آتیش به جونم انداخت
چشمای تیره رنگت
عاقبت یه روز پشیمون
اومدی با چشم گریون
خواستم برات ناز کنم
اما دلم نیومد
دو چشمات که دیدم
قهر دلم سر اومد
چه روزای شادی داشتیم
مثل دو تا پرستو
پر میزدیم دوتایی
با قلبای پر امید
بی خبر از جدایی
وای نمیدونم چی کردی
تو که من جادو کردی
من رو به هر جا خواستی
دنبال خود کشوندی
وقتی که عاشق شدم
غم تو دلم نشوندی
چون شاخهای تکیده
بی سایهبون نشستم
بتهای آرزوم
با سنگ زدم شکستم
آفت جون من بود
اون چشمای قشنگت
آتیش به جونم انداخت
چشمای تیره رنگت
عاقبت یه روز پشیمون
اومدی با چشم گریون
خواستم برات ناز کنم
اما دلم نیومد
دو چشمات که دیدم
قهر دلم سر اومد
فرامرز آصف
چه روزگاریLet us know if these lyrics need correction