میروم ز تو و در سکوت غمت
ساعتی بی تو بر من نمیگذرد
قاب نقش تو بر کنج دل زدهام
داغ این عشق دیوانه بر بدنم
رد شدم ز تو و آتشی به دلم
شعله میزد بر این کوچه بیثمرم
گریه میکنم از شرح حال دلم
از جدایی خدا را صدا بزنم
تنگ غروب آن دم
وقتی که میرفتم
تو گریه میکردی
آهسته آهسته
گفتی مگو هرگز
جانا خداحافظ
من بی تو میمیرم
آهسته آهسته
تنگ غروب آن دم
وقتی که میرفتم
تو گریه میکردی
آهسته آهسته
گفتی مگو هرگز
جانا خداحافظ
من بی تو میمیرم
آهسته آهسته
مشو دلشکسته ز رفتن من
قسم خوردهی عشق پاک توام
پس از این جدایی ببین تو مرا
غریبانه خواندم به یادم تو را
تنگ غروب آن دم
وقتی که میرفتم
تو گریه میکردی
آهسته آهسته
گفتی مگو هرگز
جانا خداحافظ
من بی تو میمیرم
آهسته آهسته
تنگ غروب آن دم
وقتی که میرفتم
تو گریه میکردی
آهسته آهسته
گفتی مگو هرگز
جانا خداحافظ
من بی تو میمیرم
آهسته آهسته
علی زندوکیلی
آهسته آهستهLet us know if these lyrics need correction