یاری از مشروطه خواهان رفته در بین رقیبان
خام نامردان شد و شد اسیر چنگشان
تابمان بیتاب کرد خوابمان بیخواب کرد
پای در بند رقیب خون به دلخون آب کرد
این منم ستارخان
این منم ستارخان
این منم ستارخان آیم از تبریز جان
حامی مشروطهاش سربدار عاشقان
خشم دل اعجاز کرد دشمنم بیساز کرد
آنچنانی شد که عشق زند با شیراز کرد
مجلسی برپا کنم دشمنم رسوا کنم
در دل میدان شهر یک تنه غوغا کنم
مینویسم با دوات آمدم سوی نجات
تا که از جان رقیبان جان بگیرم از حیات
یاری از مشروطه خواهان رفته در بین رقیبان
خام نامردان شد و شد اسیر چنگشان
تابمان بیتاب کرد خوابمان بیخواب کرد
پای در بند رقیب خون به دلخون آب کرد
این منم ستار خان
این منم ستار خان
این منم ستار خان آیم از تبریز جان
حامی مشروطهاش سربدار عاشقان
خشم دل اعجاز کرد دشمنم بیساز کرد
آنچنانی شد که عشق زند با شیراز کرد
این منم ستارخان
علی زندوکیلی
ستارخانLet us know if these lyrics need correction