ما وارث خورشید و شمشیر غروریم
از ریشهی تاریخ تا همیشه صبوریم
نه تخت ستم، نه شب ظلم، نه وحشت
نماند تا ابد، ما خود صبح حضوریم
بپاخیز
ایرانی بپاخیز
از کوی دانشگاه
تا فریاد جاوید شاه
برافشان پرچم
شیر و خورشید را
یکصدا فریاد زن
جاوید شاه
بپاخیز
خسته نمیشیم ما یه کوه از امیدیم
این دیگه آخر راهاست
ضحاک قصه تنهاست
یا پیروز یا میمیریم
تن به ظلمت نمیدیم
این تنها یک شعار نیست
ایران و پس میگیریم
بپاخیز
ایرانی بپاخیز
از کوی دانشگاه
تا فریاد جاوید شاه
برافشان پرچم
شیر و خورشید را
یکصدا فریاد زن
جاوید شاه
بپاخیز
ای هموطن، وقت آن است که همصدا شیم
نه آنکه تیشه بر ریشهی خاک و اجدادمان شیم
دست در دست هم، مشتی محکم بر سر ظلم
تا روزی رسد که شبهای سیه، سپید شد
بپاخیز
ایرانی بپاخیز
از کوی دانشگاه
تا فریاد جاوید شاه
برافشان پرچم
شیر و خورشید را
یکصدا فریاد زن
جاوید شاه
بپاخیز
ایرانی بپاخیز
از کوی دانشگاه
تا فریاد جاوید شاه
برافشان پرچم
شیر و خورشید را
یکصدا فریاد زن
جاوید شاه
بپاخیز
جاوید شاه
بپاخیز
جاوید شاه
بپاخیزLet us know if these lyrics need correction