محکوم به دیوانگیام میدانی
مجنون شده را تو از چه میترسانی
کم رخ بنمای وسوسه انگیزترین
یک بار بگو پای دلت میمانی
یک بار بگو پای دلت میمانی
من مست و خراب تو بادهی ناب
بر شانهی من آسوده بخواب
من مست و خراب تو بادهی ناب
بر شانهی من آسوده بخواب
من مست مست مست مست
مست توام جانا
بردی ای آن تو
اندوه دل ما را
من مست مست مست مست
مست توام جانا
بردی ای آن تو
اندوه دل ما را
محکوم به دیوانگیام جانم
با عشق تو میدهی سر و سامانم
صد جرعه از عشقت که مرا باکی نیست
آن روز که در بند توام دیوانم
آن روز که در بند توام دیوانم
من مست و خراب تو بادهی ناب
بر شانهی من آسوده بخواب
من مست و خراب تو بادهی ناب
بر شانهی من آسوده بخواب
من مست مست مست مست
مست توام جانا
بردی ای آن تو
اندوه دل ما را
من مست مست مست مست
مست توام جانا
بردی ای آن تو
اندوه دل ما را
راغب
دیوانگیLet us know if these lyrics need correction