افتادهام از چشم تو ویران ویرانم
دستی نمیآید چرا دیگر به تسکینم
ماندم تو احساس مرا جدی نمیگیری
یا من شبیه کوه برفی سرد و سنگینم
ببین مرا که بعد تو
چگونه زیر بار غصه خم شدم
بدون تو نگاه کن خراب تر ز بم شدم
نشستهام به این امید
میان بغض و گریهها ببینمت
نگار من بگو چرا نشد
تو را بچینمت بچینمت
وقتی نباشی زندگی تلخ است
خیلی تلخ حتی اگر
لب وا کند دنیا به تحسینم
فرهادم اما چندسالی دیر فهمیدم
افتاده دست دشمنانم قصر شیرینم
ببین مرا که بعد تو
چگونه زیر بار غصه خم شدم
بدون تو نگاه کن خراب تر ز بم شدم
نشستهام به این امید
میان بغض و گریهها ببینمت
نگار من بگو چرا نشد
تو را بچینمت بچینمتLet us know if these lyrics need correction